آموزش هنر خوشنویسی
در امر آموزش (بخصوص رشته هنر ) به راستی در ابتدا باید
از هر چیزی و یا کسی شروع کرد ؟
مسلماً در این امر مجموعه ای از عوامل دخیل می باشند به
طور مثال :
· دیدگاه فرهنگ ما نسبت به هنر و جایگاه آن و القاء
آن در سطح جامعه
· برنامه ریزی که در این امر از طرف سازمان آموزشی
کشور بناشده
· فضای آموزشی
· محدوده ی اختیارات مربی (چه از لحاظ فرهنگی و چه از لحاظ ابزار آموزشی )
· دخالت های جانبی که از خود قوانین لحاظ شده بیشتر می باشد
و بسیار تأثیر گذار است.
· و ... ولی گذشته از همه اینها که بسیاری از حیطه ی اختیارات
ما خارج بوده و یانمی توان در مورد آن کاری کرد باید گفت ، دست
به نقد تر از همه ، خود مربی می باشد.
«آری من از خودم شروع می کنم »
من چقدر هستم ؟ یک لیوان ، یک بطری ، یک رودخانه ،
یک اقیانوس ، یک کهکشان ، یک هستی و... به هر اندازه که
معتقدم هستم وجود دارم و به همان اندازه انتقال می دهم.اندازه
خود باوری من ، میتواند ایمان من و ضامن همه کارهایم باشد .
بخصوص به عنوان یک الگو ، یک مربی ... که توانمندی
(چه در دستیابی به دانسته ها و چه در انتقال آن به دیگران )
را به دنبال دارد . که قبل از هر آموزشی الزامیست
( که خود این موضوع باید جایگاه بنیادی در امر فرهنگ
و باورهای ما پیدا کند و عمیق تر به آن توجه شود.) به راستی
همه چیز واگیر دارد خنده مسری است ولی غم و اضطراب هم مسری
هستند.
اگر یکی از والدین و یا مربی « در جلد خود راحت نباشد » کودک ،
بطور غریزی آن را درک خواهد کرد و خودش هم همینطور خواهد شد.
– الگو مؤثرترین انگیزه است –
از جمله نکاتی که به شخصه در امر آموزش مد نظر داشته و نتایج آنها
را به عینه دیده ام ،به طور اجمال شرح می دهم :
1. آموزش اصول آرامش یابی به اعضا
2. در نظر گرفتن محدوده اختیارات و ابزار و وسایل
3. توجه به شرايط فرهنگي و محيطي عضو
4. حد توانايي جسمي و روحي عضو
5. توجه داشتن به گروه هاي سني مختلف و جنسيت آنها
6. بالا بردن سطح آگاهي و توانايي كاري خويش
( تازه هاي روز )
7. وارد كردن متدهاي جديد در روش تدريس و يادگيري
و حتي در ارتباط گيري با اعضاء
8. رعايت كردن اصول آموزش ابتدا از طرف خويش
( به عنوان يك الگو )
كه به اختصار در مورد هر يك به ترتيب شرح داده مي شود:
· آموزش اصول آرامش يابي : ( عملي در حد كلاس
و شرايط اختيارات ، تئوري ) چرا آرامش يابي ؟ زيرا آرامش
يابي همان مكمل لازم : يعني بودن را ارائه مي دهد كه اين
خود از راههاي رسيدن به خودباوري مي باشد و به نظر من
بايد سرلوحه ي برنامه هاي آموزشي ما قرار بگيرد اينكه
ديدگاه و حس دروني عضو از دنياي اطراف و وجود
خودش به چه صورت باشد مي تواند نقش بسزايي در
شكل گيري سرنوشت او داشته باشد مسئله اي كه در
روش تربيتي حاكم كمتر به آن توجه شده چه بسا
« دانستن » و «داشتن » ارجحيت دارد در نتيجه كودك
مبدل به يك آدم ماشيني پر دانش ولي فاقد شخصيت
وجودي اصيل مي گردد.
· در نظر گرفتن محدوده ي اختيارات و ابزار و
وسايل آموزشي خويش و همينطور اعضاء :
با توجه به امكان فضاي آموزشي لازم براي يك
مربي هنري و يا ابزار و امكانات مورد نياز و همينطور
شرايط متفاوت مالي اعضاء ، مي توان از ابزار
ابتكاري ، تجربه هاي جديدي را بوجود آورد و
(محدوديت ها را در نهايت قرار داد ) البته لازم به ذكر
است كه يك مربي توانمند بازدهي عمل را در هر
تجربه مورد توجه قرار مي دهد .
به شخصه ( در كنار برنامه ي اصلي ، كلاس خوشنويسي )
از وسايل جانبي مثال :
از تكه مقواهاي مختلف و يا پلاستيك ابزار دور ريختني
و يا فيلم هاي راديولوژي ، قط قلم زده و در مركب هاي
رنگي يا مشكي و يا حتي مايعات رنگي استفاده مي كنيم
– براي دفتر نيز از صفحه ي پشت تقويم هاي قديمي و
يا پشت پوسترهاي استفاده شده و يا حتي
( در شرايط خاص از خاك و يا ماسه نيز ) استفاده
مي شود.
· توجه به شرايط فرهنگي و محيطي اعضاء :
از جمله موردي كه در ارتباط با اعضاء نبايد بي توجه
بود ؛زبان گفتاري ، مذهب و محيط خانوادگي و اقليمي
آنها مي باشد . كه محترم شمردن گويش و آيين هاي
مذهبي و در نظر گرفتن قوانين خاص هر خانواده
از يك سو و اجراي طرح برنامه هاي خاص در اين
زمينه از سوي ديگر مي تواند به ايجاد فضايي راحت
و هماهنگي بيشتر و جذب عضو مثمر ثمر باشد . اين
هماهنگي از طرف مربي ( در ابتدا ) بطور خودكار ،
عضو نيز با شرايط و مربي هماهنگي به عمل مي آورد .
مثالي از نمونه هاي برنامه هاي كلاسي مانند :
( درخواست از آنها ) نوشتن كلمات زيبا و با معناي
محلي ( به صورت بريده هاي كاغذ رنگي روي مقوا
و نصب در كلاس – و يا اجراي قصه ها و ضرب
المثل هاي محلي ( در حد كلاس ) با معناي آن
( در كار خوشنويسي با نوشتار تحريري ) – در
كنار برنامه ي اصلي
· حد توانايي جسمي و روحي عضو :
در نظر داشتن مشكل جسمي بعضي از اعضاء
( مشكل در مچ دست و يا انگشتان آنها – مشكل در
بينايي و غيره ) كه شخصاً در كلاس ( خوشنويسي )
چندين مورد را داشته ام كه با هماهنگي والدين و
مشورت با دكتر فيزيوتراپي و اجراي تمرينات عملي
مشكل بر طرف و يا به حداقل رسيد و حتي در بعضي
شرايط نمي توان كار خاصي انجام داد و در همان
حد توانايي و دادن اعتماد به نفس بايد كار را
ادامه داد (يك نمونه از اعضاء دختر كه با وجود بينايي
بسيار و يا بهتر گفت نا بينايي او ، ولي بسيار خوب با
كلاس هماهنگ شده و در روند كار قرار داد ) .
در خصوص روحيه هاي متفاوت اعضاء ( حساس ،
عجول ، خجالتي ، تند و عصبي و يا تنبل و از
خود راضي ) نيز بايد روشهاي خاصي را در نظر
گرفت . از جمله نمونه ها ، بچه هاي عصبي و
ناراحت (يك منطقه خاص ) بود كه در كنار برنامه
اصلي اجراي طرح خطوط در هم و برهم و طرح
حروف الفبا را گذاشتم كه نتيجه ي قابل قبولي را
داد . من براي كاهش تنش هاي آنها حتي در منزل نيز
تكليف اين روش را دادم و از آنها خواستم كه روي
كاغذ و يا حتي مقواي شيريني يا كفش ، با مداد پاستل
و يا مداد و يا انگشت دست با مركب . يا مركب هاي
رنگي طرح آزاد خطوط و حروف الفبا ( به صورت
در هم ) را اجرا كنند و زمان آن را برايم بنويسند
( زمان خوشحالي و يا ناراحتي و عصبي بودن )
كه در آرامش آنها بسيار تأثير گذار بود و در كلاس
اين مسئله را به بحث مي گذاشتيم .
( اين برنامه خطوط در هم مي تواند تمركز حواس
و تشخيص مفاهيم زيبايي را براي آنها در بر داشته و
هم لذت و آزادي در عمل را احساس كنند) .
· توجه داشتن به گروه هاي سني مختلف و
جنسيت آنها : بطور قطع در گروه هاي سني پايين
( دختر و پسر ) مدت زمان آموزش كوتاه و با بكارگيري
اصلاحات لازم براي توجه و يادگيري بهتر كارايي بيشتري
دارد مثال : ( در كار خوشنويسي ) خط زمينه يا خط
دفتر را به يك كمربند تشبيه كرده و حروف الفبا را به
مانند آدمهاي چاق و لاغر روي خط در نظر گرفت
( حرف چاق يا حروف دايره دار ) و (بقيه ي حروف
شامل حروف لاغر )و جايگاه آنرادر ذهن حك مي كنيم
( در خط تحريري ) – از ديگر مسائل صبر و حوصله ي
بيشتر و تكرار نكات گفته شده ، نگاه هماهنگ ، تنوع
در برنامه ها ، نرمي و ملايمت بيشتر و ... مي باشد . و در
گروه سني بالا ، نيز در كنار برنامه هاي آموزشي ، بايد
توجه داشت كه آنان از زير ذره بين بودن بيزارند و مربي
سعي نكند كه با كنجكاوي هاي بي مورد و دلسوزي هاي
بي حد عضو را تحت فشار قرار داده و باعث سلب اعتماد
او به ديگران گردد. بايد قبول كرد كه حريم خصوصي و
شخصي هر كس قابل احترام بوده و بايد رعايت شود .
· بالا بردن سطح آگاهي و توانايي كاري خويش
( تازه هاي روز ) :
مسلماً مطالعه ي مستمر و پي گير در زمينه ي
كاري و جويا شدن از تازه هاي علم و هنر يك امر اساسي
در كار يك مربي باشد ( بخصوص اگر با تجارب فني در
اين امر صورت گيرد )
· وارد كردن متدهاي جديد در روش تدريس و
يادگيري و حتي در ارتباط گيري با اعضاء :
با وارد كردن طرح هاي اجرايي مختلف و جديد ، تنوع
و سرعت يادگيري را بالا برده و بازدهي عمل دوچندان
مي گردد.
مثالي از نمونه هاي شخصي در كلاس خوشنويسي :
1. نوشتن حروف الفبا در قطع بزرگ نصب بر روي
ديوار ( براي از بَر كردن وبه ذهن سپردن شكل درست
حروف و آماده بودن آن در پيش روي آنها )
2. وارد كردن ادبيات ( به اين شكل كه قطعه اي
از يك داستان ( اشعاري از پروين اعتصامي و يادگيري
اشعار )در يك مدت سرمشق داده و سپس از عضو مي خواهم
از آن يك آلبوم با معناي اشعار به اسم خود درست كرده و
به كلاس بياورد ( به خط درشتي و تحريري ) ،
( كه در آخر هم اطلاعات او را بالا برده و هم اينكه يك
آلبوم از كار دستي خود دارد احساس غرور و مباهات
مي كند ) ( و هم تمريني براي خط او مي باشد ) .
3. آوردن مطالب مورد توجه و يا آثار بزرگان در زمينه ي
خوشنويسي و بحث با اعضاء
4. تشكيل يك تقويم ديواري و نصب در كلاس ، كه روز
و ماه تولد هر يك از اعضاء در پايين آن نوشته شده كه
در آن روز خاص هر كس يك مطلب براي تبريك
( به خط درشتي خودش ) فراهم مي كند و حتي در مورد
آن ماه مي تواند به خط تحريري هر چه را كه دارد بنويسد.
5. هر چند وقت يكبار ، يك كار آزاد در مورد كلاس يا
مربي خود با خط درشتي يا تحريري بنويسند و بياورند
6. درست كردن شابلونهاي حروف با ابزار خود ساخته
براي چاپ
7. تركيب بندي حروف ( در مقطع سني بالا ) با ( آبرنگ ،
گواش ، مركب و...) به صورت آزاد در اندازه هاي مختلف
براي سنين پايين از گچ پاستل و يا مداد استفاده مي شود
( البته طرح حروف به صورت تك و ساده )
8. شكل سازي از حروف الفبا كه بسياري از اعضاء در اين
مورد مشتاق به رشته ي كاريكاتور نيز گرديده اند و
شيوه هاي مختلف ديگر ... و اما در شيوه هاي ارتباط گيري
نيز نبايد تنها روي اصول و عقايد گذشته پا فشاري كرد
بلكه با شناساندن آن فرهنگ اصيل از شيوه هاي جديد
نيز استقبال كرده و در شيوه هاي تربيتي خود بگنجانيم .
به فرموده ي علي (ع) : فرزندانتان را مجبور نكنيد آداب و
عادات شما را فرا بگيرند زيرا آنان براي زماني غير از
زمان شما آفريده شده اند.
· رعايت كردن اصول آموزش ابتدا از طرف خويش
( به عنوان يك الگو ) :
تا زمانيكه يك مدرس گفته هايش را در وجود خويش
به منصه ظهور نرساند نمي تواند آن را به شاگرد ا
نتقال داده و يا از او آن را خواستار باشدچون خيلي
زود دستش رو مي شود و خيلي ساده مي فهمد كه
او خود نيست الگوي عيني و واقعي از هزاران نصيحت
و اندرز اثر گذارتر است .
مثال : يك مربي آراسته و منظم بدون كلام نيمه بيشتر آموزش
بهداشت فردي را به شاگردانش داده است در ادامه ي
آموزش ، مي توان از پيامهاي بهداشتي كه بدست خود
نوشته و يا از اعضاء خواسته كه آماده كرده و به كلاس بياورند
استفاده كند و يا در مورد بعضي از بيماريها با آنها گفتگو
و نظرات آنها را بپرسد و يا از آنها بخواهد كه در مورد آن
بيماري بنويسند ( من اين تمرين را براي پيام آن و همينطور
تمرين خط تحريري و درشتي اجرا مي كنم )
در هر حال راهكارهاي بسياري در تدريس قابل اجرا است
ولي ناگفته نماند كه شرايط زماني ، مكاني و همينطور تعداد
اعضاء ( گروهي و يا تك تك ) و يا مسائل جانبي زيادي
در اين بين مي تواند خيلي از روش ها را تغيير داده و يا قابل
اجرا نباشد . در كل گذشته از همه ي اينها فرصت را مغتنم
مي شمارم كه از مسئولين امر خواستار اين مسئله باشم كه
با برنامه ريزي هاي غني ، شرايط مساعدتري را براي ما مربيان
مهيا كنند تا بتوانيم نسل هايي با هويت و اصالت بيشتر به جامعه
هديه دهيم .
«به اميد آينده اي سعادتمند و سرفراز »
شهرزاد محمدي
مربي خوشنويسي استان كرمانشاه