تبليغاتX
هنر کودک و نوجوان
   
هنر کودک و نوجوان
 
 
 
 
 

پنجشنبه بیست و ششم دی 1387

واحد کارشناسی هنری کانون استان کرمانشاه

          

 

 

                                                                                                     

 
 
 

«قلم و رنگ در اختیار شماست . بهشت را نقاشی

 

کنید و بعد وارد آن شوید » «اندرو متیوس»  

 

                                                                                 

سلام خوش آمدید . 

 

با تشکر از حسن انتخاب شما

 

 

 

 

این وبلاگ پنجره ای کوچک است به فعالیتهای واحد هنری

 

کانون استان کرمانشاه.  در حال حاضر 31 مرکز ثابت و سیار 

 

در این استان دایر می باشدکه حدود 40 نیروی پاره وقت هنری

 

در رشته های : نقاشی ،خوشنویسی وسفال فعالیتهای هنری آن را

 

به عهده دارند شما در این مجموعه می توانید انواع مقالات

 

 هنری در رابطه با کار با کودک ، تجارب کاری مربیان ، اخبار

 

              رویدادهای هنری و ... را مشاهده نمایید.

 
 

چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387

خلاقیت چیست ؟

 

   خلاقیت چیست ؟

 

 

 

 

    خلاقیت نگاهی متفاوت است به پدیده هایی که سایر مردم نیز به آنها

 

می نگرند .  

 

خلاقیت  یعنی ارتباط چیزها یا نظرهایی که قبلاً با(یکدیگر ارتباطی

 

نداشتند.

 

خلاقیت : تولید ایده یا محصولی نو و مبتکرانه است که در برهه هایی

 

از زمان بردی اشخاص دیگر رضایت بخش باشند.

 

خلاقیت : تمامی ذهن را در بر می گیرد .

 

خلاقیت به ندرت در انزوا رخ می دهد .

 

 

 

  خلاقیت   =    دانش  +   بینش کودکانه

 

 

 

 

 

  و اما :

       مرگ خلاقیت در کلاس هنری : 

 

·        هنگامی است که بچه ها را تشویق می کنیم تا به

 

جای استفاده از افکار خود از افکار دیگران استفاده کنند.

 

·        هنگامی که به نماد کلیشه ای اجازه می دهیم تا

 

جایگزین تجربه مشاهده ای شوند.

 

·        هنگامی است که مانع از کسب تجربه از سوی بچه ها

 

شویم و مسائل را برای آنها شرح دهیم .

 

·        هنگامی است که بجای توصیف یک موضوع از مثال

 

 استفاده کنیم .

 

·        هنگامی است که به آراستگی و شکل ظاهری بیش

 

از اثر هنری  خلاقانه که نمایانگر احساسات عضو باشد ،

 

اهمیت به دهیم .

 

·        هنگامی است که به جای مطرح کردن سئوال های صریح

 

، پیشنهاد  بدهیم .

 
 

پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387

کودک هنر مربی

                         

                        

 

 

 

 

 کودک ، هنر ، مربی   

 

 

  

     آموزش هنر در مراکز کانون وقتی پُر ثمر است که : مربی آن را با درک هدف ، برنامه ریزی اعتقاد و عشق انجام دهد  هسته و اساس یک برنامه کیفی را در هنر یک رشته برنامه های خلاق با طرح ریزی خوب ، که براساس نظرات پیشرفته زیبا شناسی مربی و درک او از علائق ، نیازها و توانایی بیان کودکان باشد ، تشکیل می دهد .

 

      گام نخست در این راه دوری جستن از کپی است

 

    عادت به کپی کردن عادت ناهنجاری است که در صورت تکرار ، خلاقیت و تفکر را از کودکان گرفته و آنها را نهایتاً به کپی کار برجسته ای تبدیل می کند که بسیاری از آنها را در دنیای بزرگترها می توان یافت !؟

خلاقیت همواره در نخستین شکل های خود از قلمرو تکرار و تقلید و گاه کپی کردن عبور می کند . اما به محض پشت سر گذاشتن یک مرحله ی هوشمندانه از باز سازی و باز آفرینی (آن چه هست ) به خلق ( آن چه می تواند باشد) هدایت می شود . بدون شک افراد خلاق و پویا همواره در ابتدای کار مقلدین خوش ذوق و زبردستی هستند . با این تفاوت که ایستایی آنها در مرحله تقلید کوتاه و زودگذر است .

 

    گسترش خیال و تقویت تجسم گام بعدی برنامه مربی هنری می باشد .

 

    کودکان اغلب به زیبایی و عبارتی دیگر (تکنیک ) نقاشی خود بی توجهند و شتابزدگی آنها در این است که هرچه زودتر تصاویر ذهنی خود را بر روی کاغذ نقاشی کنند . مربی آگاه پیش از آنکه بخواهد کودک را به (قشنگ نقاشی کردن ) که معیاری بزرگسالانه است ، هدایت کند ، باید تلاش ورزد ذهن اورا به تحرک و تجسم وادارد.

تقویت تفکر و خیال پردازی عنصر اصلی هنر ، به ویژه «هنر کودکان » است .

استفاده از شعر ، قصه ، بازی ، نمایش ، نشان دادن مجموعه عکسها و یا نقاشی ها و تصاویر نزدیک به موضوع نیز می تواند عرصه های خیال بخشی به کودک پیش از شروع کار باشد استفاده از نوار صدا های طبیعی (افکت ) در نقاشی کودکان در موضوعاتی مانند: شب ، باغ وحش ، دریا و ... زمینه مناسبی ایجاد می نماید تا کودک به فضاهای خیالی کشیده شود و تخیلش به شدت برانگیزد.

موضوعاتی مانند : سفر به فضاهای دور دست ، اعماق دریاها و سرزمین های ناشناخته ، غیر مستقیم کودک را به جاهایی می کشاند که تا کنون به آنها راه نیافته بود و حال فرصتی است که همراه همسالان خود و به کمک مربی به این سفرهای ناشناخته و خیال انگیز روی بیاورد و نتیجه آنکه او ناگهان به تصویر کردن موجودات تخیلی ، انسانهای فضایی ، دنیای پنهان زیر آب و ... می پردازد .

 

    تشویق بجا و به موقع مربی مرحله بعدی این برنامه است :

 

    اینکه برداشت مربی از عضوی که وارد مرکز می شود، چیست ؟ بسیار حائز اهمیت می باشد .

بزرگترین اشتباه مربی اینست که کودک را به عنوان مینیاتور بزرگترها تصور کند . به عقیده اوپنهایمر برخی کودکان رها شده ی امروز در کوچه ها نکاتی از ریاضیات را می فهمند که او از تجسم آنها نیز عاجز است .هیچ دلیلی وجود ندارد که کودکان از دریچه ی چشم بزرگترها به جهان اطراف خود نگاه کنند و از همین روست که اکثر،در نقاشی های آنها   دیوار خانه ها برداشته شده و همه ی اشیاء و آدمهای داخل اطاق دیده می شوند !؟ بچه در شکم مادر باردار دیده می شود و یا چهارپایه میز از همه طرف قابل دیدن و کشیدن است .کودکی که وارد مرکز می شود دنیایی را با خود وارد مرکز می کند . یک تبسم دوستانه ی مربی ، یک رابطه ی ساده عاطفی و یک تشویق بجا و مؤثر مربی باعث می شود تا پنجره ای به این دنیای دیدنی باز شود . مربی هنری آگاه و دلسوز با تک تک بچه ها این رابطه را برقرار میکند . چون او می داند که خلاقیت در فضایی متولد می شود که آری از هرگونه استرس و دلهره می باشد . کافی است که کودک اعتماد به نفس را در خود احساس کند آنگاه دنیای زیبای کودکانه او از پنجره نقاشی هایش برای بزرگترها قابل دیدن می شود . و اغراق نیست اگر بگوییم جهت آموزش برعکس می شود و اینجا مربی است که می آموزد و با دنیایی از ناشناخته ها آشنا می شود و تجربه کسب می کند . چنانکه شاهد بوده ایم بزرگانی مانند شاگال ، پل کلی و پیکاسو زمانی تمامی قواعد و اصول دست و پاگیر را به هم ریخته اند و به دنبال مرزهای بی انتهای خیال وارد حیطه الهام و تجسم شده اند و به دوران کودکی خود بازگشته اند . کودک به واسطه ی نزذیکی اش به دنیای خیال و تجسم به سادگی وارد آن  شده و از به تصویر کشیدنش لذت می برد و در جریان این فعالیت و خلاقیت هنری کم کم کودک به کمک مربی در می یابد که عناصری چون زیبایی نیز جای خود را دارد و دیر یا زود باید به عنوان ملاک اصلی اثر هنری در نظر گرفته شود و از همین مرحله است که حس زیبایی شناسی به عنوان مقدمه فراگیری تکنیک به کارگرفته می شود.

 
 

دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387

ده درسی که هنر به کودکان می آموزد

 

 

 

ده درسی که هنر به کودکان می آموزد

 

 

 

 

     هنر به کودکان می آموزد تا درباره ی روابط کیفی ، قضاوت های درستی داشته بتشند . برخلاف بسیاری از برنامه های آموزشی که بر پایه ی پاسخ های صحیح و قوانین قرار دارند ، در هنر و آموزش آن قضاوت ها پیش از قوانین رواج دارند .

     هنر به کودکان می آموزد که مسائل دارای بیش از یک راه حل و پرسش ها دارای بیش از یک پاسخ هستند . هنر دیدگاه های چند گانه را می ستاید . یکی از بزرگترین و اساسی ترین درسهایی که هنر به آموزش آن می پردازد این است که روشهای بسیاری برای مشاهده و تفسیر دنیای پیرامون ما وجود دارد.

هنر به کودکان می آموزد که در شکل های پیچیده ی حل مسأله ،اهداف به ندرت ثابت هستند ، اما دگرگونی در محیط و فرصت ها در این گونه موارد فراگیری بسیاری دارد ./ یادگیری در هنر نیازمند توانایی و تمایل به چشم پوشی از وقایع پیش بینی نشده ی پدید آمده در کار است .

     هنر این حقیقت را آشکار می سازد که نه واژگان در صورت اصلی خود و نه در اعداد قادر به تفسیر آنچه که ما می دانیم نیستند. محدودیت های زبان ما ، نشانگر و توصیف کننده ی محدودیت های شناختی ما نیست.

 هنر به دانش آموزان که تفاوت های کوچک دارای تأثیرات بزرگ هستند. هنر به نکات ظریف می پردازد . هنر به دانش آموزان می آموزد که به حلاجی مسائل و موارد بپردازند . همه ی انواع هنر در برگیرنده ی ابزارهایی هستند که با بهره گیری از آن ها می توان تصاویر واقعی ساخت .

      هنر کودکان را در یادگیری بیان آن چه که نمی توان بیان کرد یاری می دهد.هنگامی که از کودکان می خواهیم تا به توصیف احساسی که یک اثر هنری در آن برمی انگیزد ، بپردازند می بایست از قابلیت های شاعرانه وجود خود بهره گیرند تا واژگانی را بیابند که توصیف گر احساساتشان باشد.

هنر ما را قادر می سازد تا به تجربه هایی دست یابیم که هیچ منبع دیگری توانایی تولید این تجربه ها را ندارد، همچنین هنر ما را قادر می سازد تا از طریق این تجربه ها گستره و گونه های احساسات خود را کشف کنیم . جایگاه هنر در برنامه های آموزشی مدارس آنچه را که به باور بزرگسالان با اهمیت است ، به صورت نمادین برای کودکان به تصویر می کشد.

 

الیوت آیزنر

 ترجمه : مهسا خلیلی

 

           

 
 

دوشنبه ششم اسفند 1386

مفهوم هنر از دیدگاه کودکان

 

  مفهوم هنر از دیدگاه کودکان  

 

 

          

 

هنر از نظر کودکان با انچه بزرگسالان میپندارند تفاوت دارد.

 

تعریف هنر هر چه باشد از نظر کودک وسیله ای جهت بیان

 

 احساسات و افکار به طرز ناخوداگاه است. هیچ دو کودکی

 

 از نظر احساسی و فکری به یکدیگر شبیه نیستند، در واقع

 

 کودک امروز نیز با کودک دیروز تفاوت زیادی دارد. به

 

همین دلیل نقاشی  های انان نیز متفاوت است . کودک

 

 محیط اطراف خود را آنگونه که میبیند ترسیم نمیکند  بلکه

 

ترسیم های وی مبتنی بر برداشت او از پدیده های خارجی

 

است.

وبا رشد کودک و تغییر نگرشها وتفکر وی ترسیم هایش

 

 نیز تغییر می یابد .

 

  برخی از مربیان سعی می کنند در کارگهای هنری روشهای

 

 آموزش مستقیم را بکار گیرند و در مورد نحوه رنگ

 

آموزی ، انتخاب رنگ صحیح ، نحوه سایه زدن شکل و

 

 فرم اشیائ به کودکان اموزش می دهند .گاه بعضی

 

موضوعات بصورت کلی در کارگاهها مطرح می شود 

 

 و از انجایی که عضو موضوع را کلی میبیند 

 

نمی تواند به جزئیات با دقت نگاه کرده و موضوع

 

را از زوایای مختلف با توجه به ابعاد وسیعتری ببیند.

 

    چنین روشهای بازدارنده ای باعث می شود عضو

 

 نتواند از انجام فعالیتهای هنری لذت ببرد.و آن را

 

جهت ابراز وجودو افکار درونی خود بکار گیرد .

 

اعمال چنین روشهایی ، خلاقیت را نیز سلب کرده

 

 عضو را تشویق به کپی برداری و تقلید میکند. و گاه

 

چنان عضو دلسرد می شود که ترجیح می دهد در

 

انجام فعالیت های هنری شرکت نکند.

 

 

  اگر به اعضا فرصت داده شود تا بدون دخالت

 

بزرگترها به فعالیت هنری بپردازند ورشد پیدا کنند ،

 

 نیازی به محرک جهت پردازش پرورش خلاقیت

 

در کودکان نخواهد بود . و عضو بدون ترس و خجالت

 

خلاقیت خود را بکار خواهد گرفت وبا اعتماد بنفس

 

 به کار خود می پردازد.

 

   بنابراین متکی به فکر، ایده ونظر دیگران نخواهد

 

 بود .دخالت واعلام نظر بزرگسالان درانجام فعالیتهای

 

 هنری می تواندعامل بازدارنده باشد.هرجاصحبت هنر

 

آغاز میشود، به جنبه های زیبایی  شناختی آن توصیه میشود .

 

این توقع که هنر همیشه باید زیبا باشد، فعالیتهای

 

هنری کودکان را از مسیر اصلی خود منحرف می سازد .

 

    در کنار نتیجه کار هنری کودکان ، انجام فعالیت و

 

وکسب تجربه بیشتر مورد نظر است. بدین معــــنی

 

 که مراحـــلی که عضــو جهـت خلــــــق یک

 

فعالیت هنری طی میــکند نحوه تفـــکر واحسـاس

 

 وادراک او از انجام فعالیت و چگونگی برقـــراری

 

رابطه اش با محیط اطرافـش از اهمیت بیشـــــتری

 

برخوردار است.

 

     با توجه به این نکته که کسب تجربه در زمیـــنه

 

 

 فعالیتهای هنری در شــــکوفایی استعداد هـــنری

 

عضو موثر میباشد ، فرامـــوش نکنیم هدف مــــا

 

 از اموزش هنر به اعضا خلق اثر هنری زیبـــا نیست.

 

توجه به زیبایی اثر در حیطه هنرهای تزئیـــنی مد نظر

 

 قرار میگیرد.

 

 برنامه های هنری در دوره های کودکی ونوجـــوانی

 

 میتواند به گونه ای تنظـــیم شـــــود تا به پرورش

 

استعدادهای هنری وشکوفایی خلاقیت انها بیانجــامد.

 

 همچنین فعالیتهای هنری میتواند فرصت پرارزـــشی

 

 را جهت کسب مهارت در نحوه استفـــاده از مواد و

 

 وسایل هنری فراهم سازد، که خود کمک میـــــکند

 

 تا عضو در انجام کاراهای هنری دقت بیشـتری داشته

 

 وبا اعتماد بنفس به نوآوری و  ابتکار بپردازد .

 

 ضمن اینکه فعالیتهای هنری یکی از سرگرمی های سالم

 

 و سازنده اوقات فراغت کودک میتواند باشد .

 

 آموزش هنر ، پرورش استعدادها وخلاقیت است و زمینه

 

را برای اکتشــافات و اختراعات جدید آماده می سازد .

 

 اگر خلاقیت نبود اکتـــــشافی نیز صـــــورت

 

نمی گــرفت   زیرا کشف کردن به دنبــــــــال

 

 فکر کردن وخلاقیت است و سوال کردن اینــــکه

 

 بدنبال چه میگردیم .و چه چیز تازه ای را میبینیم .

 

 

  اختراع نیز براساس خلاقیت است که ابتدا اندیـشه

 

نودر مخترع بوجود می اید ، بعد از ترکیِــــب این

 

 اندیشه نو و کارهای قبل از آن وســـــایل جدید

 

اختراع می شود . هنر یکی از مهم ترین  زمـینه های

 

 پرورش خلاقیت می تواند باشد.

 

                                   

                          برگرفته از : آموزش هنر مینوواثقی

                          به انتخاب زهرا ابسوران

                          ماهنامه  تا خورشید

 

 

 
 

دوشنبه ششم اسفند 1386

خاطره

خاطره

 

 

 

 

همیشه دیرتراز همه به کلاس نقاشی میرسید. با شلوار

 

وصله دار پیراهنی بااستینهای سیاه     وکفشهای پاره تازه

 

کلی طول میکشید تا دستهای سیاهش رو بشوره  وبرای

 

کشیدن نقاشی  اماده     بشه . طبق معمول وارد کلاس شد.

 

      .جعبه واکسشو که ازسیاهی برق میزد کناردر گذاشت

 

وروی صندلی نشست. اعتماد بنفس خوبی داشت واز اینکه

 

 یه پسر بچه واکسی وبا لباسهای پاره وکثیف میادخجالت

 

 نمیکشید.

 

باباش کارگر ساده ساختمانی بود که سالها پیش درتهران

 

از داربست پایین افتاده بوداو کمرش شکسته بود وگوشه

 

 خانه جاش بود.

 

     چهره دوست داشتنی وبا مزه ا ی داشت با چشمهای

 

 کوچک سیاه لبهای گوشتی. همیشه توجه ویژه ای بهش

 

 داشتم.برخلاف وضعیت زندگیش نقاشیهای شادی

 

میکشید. برای خودش فیلسوف کوچکی بود  که با

 

 استدلاهای خاص کودکانه سختیها وناملایمات روزگار

 

 را یه جورایی به دلخواه خودش حل وفصل میکرد.  

  

    گفتم سعید جان توپسر خوب و با استعدادی هستی

 

 و از نظر اقتصادی هم  خوشفکر هستی انشالله یه روز

 

وضع مالیت خوب میشه و دیگه مجبورنخواهی بود به

 

 سختی کار کنی.

 

    گفت: خانم موسی زاده من اصلا" ناراحت نیستم کفش

 

 های مردم را واکس میزنم  خدا خیلی مهربونه . مطمئنم

 

اگه به اندازه کافی پول داشت به همه میداد .چون پولهایش

 

 فقط همینه که تو دست وپای مردمه . یه روز از این

 

میگیره وبه اون میده  و روز دیگه  پسش میگیره و به

 

دیگری میده . حتما"برای منم نوبت

 

 گذاشته  ویه روز نوبتم میشه که  پولداربشم .      

                                                                                                                                                                

 

   عشرت موسی زاده مربی هنری هرسین

 

 
 

چهارشنبه هفدهم بهمن 1386

آموزش هنر خوشنویسی

آموزش هنر خوشنویسی

 

 

 

 

 

در امر آموزش (بخصوص رشته هنر ) به راستی در ابتدا باید

 

از هر چیزی و یا کسی شروع کرد ؟

 

مسلماً در این امر مجموعه ای از عوامل دخیل می باشند به

 

طور مثال :

 

·        دیدگاه فرهنگ ما نسبت به هنر و جایگاه آن و القاء

 

     آن در سطح جامعه

 

·        برنامه ریزی که در این امر از طرف سازمان آموزشی

 

   کشور بناشده

 

·        فضای آموزشی

 

·        محدوده ی اختیارات مربی (چه از لحاظ فرهنگی و چه از لحاظ ابزار آموزشی )

 

·        دخالت های جانبی که از خود قوانین لحاظ شده بیشتر می باشد

 

و بسیار تأثیر گذار است.

 

·   و ... ولی گذشته از همه اینها که بسیاری از حیطه ی اختیارات

 

ما خارج بوده و یانمی توان در مورد آن کاری کرد باید گفت ، دست

 

 به نقد تر از همه ، خود مربی می باشد.

«آری من از خودم شروع می کنم »

 

 من چقدر هستم ؟  یک لیوان ، یک بطری ، یک رودخانه ،

 

یک اقیانوس ، یک کهکشان ، یک هستی و... به هر اندازه که

 

معتقدم هستم وجود دارم و به همان اندازه انتقال می دهم.اندازه

 

خود باوری من ، میتواند ایمان من و ضامن همه کارهایم باشد .

 

 بخصوص به عنوان یک الگو ، یک مربی ... که توانمندی

 

(چه در دستیابی به دانسته ها و چه در انتقال آن به دیگران )

 

را به دنبال دارد . که قبل از هر آموزشی الزامیست

 

( که خود این موضوع باید جایگاه بنیادی در امر فرهنگ

 

 و باورهای ما پیدا کند و عمیق تر به آن توجه شود.) به راستی

 

همه چیز واگیر دارد خنده مسری است ولی غم و اضطراب هم مسری

 

هستند.

 

اگر یکی از والدین و یا مربی « در جلد خود راحت نباشد » کودک ،

 

 بطور غریزی آن را درک خواهد کرد و خودش هم همینطور خواهد شد.

 

       الگو مؤثرترین انگیزه است

 

از جمله نکاتی که به شخصه در امر آموزش مد نظر داشته و نتایج آنها

 

 را به عینه دیده ام ،به طور اجمال شرح می دهم :

 

1.      آموزش اصول آرامش یابی به اعضا

 

2.    در نظر گرفتن محدوده اختیارات و ابزار و وسایل

 

3.  توجه به شرايط فرهنگي و محيطي عضو

 

4.  حد توانايي جسمي و روحي عضو

 

5.   توجه داشتن به گروه هاي سني مختلف و جنسيت آنها

 

6.   بالا بردن سطح آگاهي و توانايي كاري خويش

 

( تازه هاي روز )

 

7.   وارد كردن متدهاي جديد در روش تدريس و يادگيري

 

و حتي در ارتباط گيري با اعضاء

8.  رعايت كردن اصول آموزش ابتدا از طرف خويش

 

( به عنوان يك الگو )

 

 كه به اختصار در مورد هر يك به ترتيب شرح داده مي شود:

 

·   آموزش اصول آرامش يابي : ( عملي در حد كلاس

 

 و شرايط اختيارات ، تئوري ) چرا آرامش يابي ؟ زيرا آرامش

 

 يابي همان مكمل لازم : يعني بودن را ارائه مي دهد كه اين

 

 خود از راههاي رسيدن به خودباوري مي باشد و به نظر من

 

 بايد سرلوحه ي برنامه هاي آموزشي ما قرار بگيرد اينكه

 

ديدگاه و حس دروني عضو از دنياي اطراف و وجود

 

خودش به چه صورت باشد مي تواند نقش بسزايي در

 

 شكل گيري سرنوشت او داشته باشد مسئله اي كه در

 

   روش تربيتي حاكم كمتر به آن توجه شده چه بسا

 

« دانستن » و «داشتن »   ارجحيت دارد در نتيجه كودك

 

 مبدل به يك آدم  ماشيني پر دانش ولي فاقد شخصيت

 

وجودي اصيل مي گردد.

 

·        در نظر گرفتن محدوده ي اختيارات و ابزار و

 

وسايل آموزشي خويش و همينطور اعضاء :

 

با توجه به امكان فضاي آموزشي لازم براي يك

 

مربي هنري و يا ابزار و امكانات مورد نياز و همينطور

 

شرايط متفاوت مالي اعضاء ، مي توان از ابزار

 

ابتكاري ، تجربه هاي جديدي را بوجود آورد و

 

(محدوديت ها را در نهايت قرار داد ) البته لازم به ذكر

 

است كه يك مربي توانمند بازدهي عمل را در هر

 

تجربه مورد توجه قرار مي دهد .

 

به شخصه ( در كنار برنامه ي اصلي ، كلاس خوشنويسي )

 

از وسايل جانبي مثال :

 

از تكه مقواهاي مختلف و يا پلاستيك ابزار دور ريختني

 

 و يا فيلم هاي راديولو‍ژي ، قط قلم زده و در مركب هاي

 

 رنگي يا مشكي و يا حتي مايعات رنگي استفاده مي كنيم

 

  براي دفتر نيز از صفحه ي پشت تقويم هاي قديمي و

 

يا پشت پوسترهاي استفاده شده و يا حتي

 

( در شرايط خاص از خاك و يا ماسه نيز ) استفاده

 

 مي شود.

 

·   توجه به شرايط فرهنگي و محيطي اعضاء :

 

 از جمله موردي كه در ارتباط با اعضاء نبايد بي توجه

 

 بود ؛زبان گفتاري ، مذهب و محيط خانوادگي و اقليمي

 

 آنها مي باشد . كه محترم شمردن گويش و آيين هاي

 

  مذهبي و در نظر گرفتن قوانين خاص هر خانواده

 

 از يك سو و اجراي  طرح برنامه هاي خاص در اين

 

 زمينه از سوي ديگر مي تواند به ايجاد  فضايي راحت

 

و هماهنگي بيشتر و جذب عضو مثمر ثمر باشد . اين

 

  هماهنگي از طرف مربي ( در ابتدا ) بطور خودكار ،

 

 عضو نيز با شرايط و مربي هماهنگي به عمل مي آورد .

 

مثالي از نمونه هاي برنامه هاي كلاسي مانند :

 

( درخواست از آنها ) نوشتن كلمات زيبا و با معناي

 

محلي ( به صورت بريده هاي كاغذ رنگي روي مقوا

 

 و نصب در كلاس و يا اجراي قصه ها و ضرب

 

المثل هاي محلي ( در حد كلاس ) با معناي آن

 

( در كار خوشنويسي با نوشتار تحريري ) در

 

كنار برنامه ي اصلي

 

·   حد توانايي جسمي و روحي عضو :

 

در نظر داشتن مشكل جسمي  بعضي از اعضاء

 

 ( مشكل در مچ دست و يا انگشتان آنها مشكل در

 

  بينايي و غيره ) كه شخصاً در كلاس ( خوشنويسي )

 

 چندين مورد را  داشته ام كه با هماهنگي والدين و

 

مشورت با دكتر فيزيوتراپي و اجراي   تمرينات عملي

 

 مشكل بر طرف و يا به حداقل رسيد و حتي در بعضي

 

  شرايط نمي توان كار خاصي انجام داد و در همان

 

حد توانايي و دادن اعتماد به نفس بايد كار را

 

ادامه داد (يك نمونه از اعضاء دختر كه با وجود بينايي

 

 بسيار و يا بهتر گفت نا بينايي او ، ولي بسيار خوب با

 

 كلاس هماهنگ شده و در روند كار قرار داد ) .

 

در خصوص روحيه هاي متفاوت اعضاء ( حساس ،

 

عجول ، خجالتي ، تند و عصبي و يا تنبل و از

 

خود راضي ) نيز بايد روشهاي خاصي را در نظر

 

 گرفت . از جمله نمونه  ها ، بچه هاي عصبي و

 

 ناراحت (يك منطقه خاص ) بود كه در كنار برنامه

 

  اصلي اجراي طرح خطوط در هم و برهم و طرح

 

حروف الفبا را گذاشتم  كه نتيجه ي قابل قبولي را

 

داد . من براي كاهش تنش هاي آنها حتي در  منزل نيز

 

 تكليف اين روش را دادم و از آنها خواستم كه روي

 

كاغذ و يا حتي مقواي شيريني يا كفش ، با مداد پاستل

 

 و يا مداد و يا انگشت دست  با مركب . يا مركب هاي

 

رنگي طرح آزاد خطوط و حروف الفبا ( به صورت

 

در هم ) را اجرا كنند و زمان آن را برايم بنويسند 

 

 ( زمان  خوشحالي و يا ناراحتي و عصبي بودن )

 

كه در آرامش آنها بسيار تأثير گذار بود و در كلاس

 

 اين مسئله را به بحث مي گذاشتيم .

 

 ( اين برنامه خطوط در هم مي تواند تمركز حواس

 

و تشخيص مفاهيم زيبايي را براي آنها در بر داشته و

 

هم لذت و آزادي در عمل را احساس كنند) .

 

·   توجه داشتن به گروه هاي سني مختلف و

 

 جنسيت آنها : بطور قطع در گروه هاي سني پايين

 

 ( دختر و پسر  ) مدت زمان آموزش كوتاه و با بكارگيري

 

اصلاحات لازم براي توجه و يادگيري بهتر كارايي بيشتري

 

 دارد مثال : ( در كار خوشنويسي ) خط زمينه يا خط

 

دفتر را به يك كمربند  تشبيه كرده و حروف الفبا را به

 

 مانند آدمهاي چاق و لاغر روي خط در  نظر گرفت

 

 ( حرف چاق يا حروف دايره دار ) و (بقيه ي حروف

 

شامل  حروف لاغر )و جايگاه آنرادر ذهن حك مي كنيم

 

 ( در خط تحريري )   – از ديگر مسائل صبر و حوصله ي

 

 بيشتر و تكرار نكات گفته شده ، نگاه  هماهنگ ، تنوع

 

در برنامه ها ، نرمي و ملايمت بيشتر و ... مي باشد . و در

 

  گروه سني بالا ، نيز در كنار برنامه هاي آموزشي ، بايد

 

 توجه داشت كه  آنان از زير ذره بين بودن بيزارند و مربي

 

 سعي نكند كه با كنجكاوي هاي بي مورد و دلسوزي هاي

 

 بي حد عضو را تحت فشار قرار داده و باعث سلب اعتماد

 

 او به ديگران گردد. بايد قبول كرد كه حريم خصوصي و 

 

 شخصي هر كس قابل احترام بوده و بايد رعايت شود .

 

·   بالا بردن سطح آگاهي و توانايي كاري خويش

 

 ( تازه هاي روز ) :

 

  مسلماً مطالعه ي مستمر و پي گير در زمينه ي

 

كاري و جويا شدن از تازه هاي علم و هنر يك امر اساسي

 

 در كار يك مربي باشد ( بخصوص اگر با تجارب فني در

 

 اين امر صورت گيرد )

 

·   وارد كردن متدهاي جديد در روش تدريس و

 

يادگيري و حتي در  ارتباط گيري با اعضاء :

 

با وارد كردن طرح هاي اجرايي مختلف و جديد ، تنوع

 

 و سرعت يادگيري را بالا برده و بازدهي عمل دوچندان

 

مي گردد.

 

مثالي از نمونه هاي شخصي در كلاس خوشنويسي :

 

1.  نوشتن حروف الفبا در قطع بزرگ نصب بر روي

ديوار ( براي از بَر كردن وبه ذهن سپردن شكل درست 

 

حروف و آماده بودن آن در پيش روي آنها )

 

2.  وارد كردن ادبيات ( به اين شكل كه قطعه اي

 

از يك داستان ( اشعاري از  پروين اعتصامي و يادگيري

 

اشعار )در يك مدت سرمشق داده و سپس از  عضو مي خواهم

 

 از آن يك آلبوم با معناي اشعار به اسم خود درست كرده و

 

  به كلاس بياورد ( به خط درشتي و تحريري ) ،

 

 ( كه در آخر هم اطلاعات او  را بالا برده و هم اينكه يك

 

آلبوم از كار دستي خود دارد احساس غرور و  مباهات

 

 مي كند ) ( و هم تمريني براي خط او مي باشد ) .

 

3.      آوردن مطالب مورد توجه و يا آثار بزرگان در زمينه ي

 

خوشنويسي و بحث با اعضاء

 

4.  تشكيل يك تقويم ديواري و نصب در كلاس ، كه روز

 

 و ماه تولد هر يك از اعضاء در پايين آن نوشته شده كه 

 

در آن روز خاص هر كس يك مطلب براي تبريك

 

( به خط درشتي خودش ) فراهم مي كند و حتي در مورد

 

آن ماه مي تواند به خط تحريري هر چه را كه دارد بنويسد.

 

5.  هر چند وقت يكبار ، يك كار آزاد در مورد كلاس يا

 

 مربي خود با خط درشتي يا تحريري بنويسند و بياورند

 

6.      درست كردن شابلونهاي حروف با ابزار خود ساخته 

 

براي چاپ

 

7.  تركيب بندي حروف ( در مقطع سني بالا ) با ( آبرنگ ،

 

گواش ، مركب  و...) به صورت آزاد در اندازه هاي مختلف

 

 براي سنين پايين از گچ پاستل و يا مداد استفاده مي شود

 

( البته طرح حروف به صورت تك و ساده )

 

8.  شكل سازي از حروف الفبا كه بسياري از اعضاء در اين

 

 مورد مشتاق به  رشته ي كاريكاتور نيز گرديده اند و

 

 شيوه هاي مختلف ديگر ... و اما در   شيوه هاي ارتباط گيري

 

 نيز نبايد تنها روي اصول و عقايد گذشته پا فشاري  كرد

 

 بلكه با شناساندن آن فرهنگ اصيل از شيوه هاي جديد

 

 نيز استقبال كرده و در شيوه هاي تربيتي خود بگنجانيم .

 

به فرموده ي علي (ع) : فرزندانتان را  مجبور نكنيد آداب و

 

 عادات شما را فرا بگيرند زيرا آنان براي زماني غير از

 

  زمان شما آفريده شده اند.

 

·       رعايت كردن اصول آموزش ابتدا از طرف خويش

 

( به عنوان يك الگو ) :

 

 

تا زمانيكه يك مدرس گفته هايش را در وجود خويش

 

 به منصه ظهور نرساند نمي تواند آن را به شاگرد ا

 

نتقال داده و يا از او آن را خواستار باشدچون خيلي 

 

زود دستش رو مي شود و خيلي ساده مي فهمد كه

 

او خود نيست الگوي عيني و واقعي از هزاران نصيحت

 

 و اندرز اثر گذارتر است .

 

مثال : يك مربي آراسته و منظم بدون كلام نيمه بيشتر آموزش

 

 بهداشت فردي را به شاگردانش داده است در ادامه ي

 

آموزش ، مي توان از پيامهاي بهداشتي كه بدست خود

 

 نوشته و يا از اعضاء خواسته كه آماده كرده و به كلاس بياورند

 

استفاده كند و يا در مورد بعضي از بيماريها با آنها گفتگو

 

و نظرات آنها را بپرسد و يا از آنها بخواهد كه در مورد آن

 

 بيماري بنويسند ( من اين تمرين را براي پيام آن و همينطور

 

تمرين خط تحريري و درشتي اجرا مي كنم )

 

 

در هر حال راهكارهاي بسياري در تدريس قابل اجرا است

 

 ولي ناگفته نماند كه شرايط زماني ، مكاني و همينطور تعداد

 

 اعضاء ( گروهي و يا تك تك ) و يا مسائل جانبي زيادي

 

در اين بين مي تواند خيلي از روش ها را تغيير داده و يا قابل

 

اجرا نباشد . در كل گذشته از همه ي اينها فرصت را مغتنم

 

مي شمارم كه از مسئولين امر خواستار اين مسئله باشم كه

 

با برنامه ريزي هاي غني ، شرايط مساعدتري را براي ما مربيان

 

 مهيا كنند تا بتوانيم نسل هايي با هويت و اصالت بيشتر به جامعه

 

 هديه دهيم .

 

 

«به اميد آينده اي سعادتمند و سرفراز »

 

شهرزاد محمدي

 

   مربي خوشنويسي استان كرمانشاه

 

 

 

 
Blog Skin